تبلیغات در شبکههای اجتماعی؛ بهترین روش برای جذب مشتری چیست؟
تبلیغات در شبکه های اجتماعی زمانی می تواند مشتری واقعی جذب کند که فقط برای بیشتر دیده شدن اجرا نشود. انتخاب مخاطب، پیام تبلیغاتی، محتوای مناسب و مسیر ارتباط با مشتری باید از ابتدا مشخص باشد. اگر کاربر بعد از دیدن تبلیغ نداند چه خدمتی ارائه می کنید و قدم بعدی چیست، حتی یک کمپین پربازدید هم لزوما فروش ایجاد نمی کند.
برای مثال، یک شرکت طراحی داخلی را در نظر بگیرید که می خواهد مشتریانی برای اجرای پروژه های مسکونی پیدا کند. نمایش یک تصویر زیبا از فضای نهایی کافی نیست؛ بهتر است تبلیغ، نمونه کار واقعی را همراه با نوع خدمات، سبک طراحی و راه دریافت مشاوره معرفی کند.
مارکتینگ در شبکههای اجتماعی چه تفاوتی با تبلیغات معمولی دارد؟
در مارکتینگ در شبکه های اجتماعی، امکان هدف گیری دقیق تر مخاطب وجود دارد. شما می توانید تبلیغ را بر اساس ویژگی ها، علایق یا رفتار کاربران تنظیم کنید و نتیجه آن را نیز با شاخص های مشخص بسنجید. همین قابلیت باعث می شود بودجه تبلیغاتی با برنامه دقیق تری مصرف شود.
تبلیغ یک خدمت تخصصی مانند بازسازی ساختمان با تبلیغ یک محصول مصرفی تفاوت دارد. مخاطب بازسازی معمولا قبل از تماس، نمونه کار، کیفیت اجرا، حدود هزینه و تجربه مجموعه را بررسی می کند. بنابراین تبلیغ باید بخشی از این سوالات را پاسخ دهد و صرفا یک پیام فروش کوتاه نباشد.
هدف تبلیغات در شبکه های اجتماعی را قبل از شروع مشخص کنید
اولین قدم این است که بدانید دقیقا از تبلیغ چه می خواهید. افزایش آگاهی از برند، جذب دنبال کننده، دریافت پیام، جمع آوری سرنخ فروش یا افزایش مراجعه به سایت، هدف های متفاوتی هستند و هر کدام به محتوای مخصوص خود نیاز دارند.
اگر هدف جذب مشتری برای یک دفتر معماری باشد، دریافت درخواست مشاوره معمولا شاخص مهم تری از تعداد لایک خواهد بود. در چنین شرایطی، تبلیغ باید کاربر را به یک اقدام مشخص هدایت کند؛ مثلا مشاهده نمونه پروژه یا تماس برای بررسی اولیه.
شناخت مخاطب؛ مهم ترین مرحله قبل از طراحی کمپین
قبل از تعیین بودجه و ساخت تبلیغ، باید مشخص کنید مشتری ایده آل شما چه کسی است. نیاز، قدرت خرید، موقعیت جغرافیایی، نوع پروژه و دغدغه های او می توانند روی پیام تبلیغاتی تاثیر بگذارند.
برای نمونه، مخاطب خدمات بازسازی ویلا ممکن است بیشتر درباره طراحی نما، محوطه سازی، متریال، زمان اجرا و مدیریت پروژه سوال داشته باشد. در مقابل، فردی که به دنبال طراحی داخلی آپارتمان است شاید بیشتر روی استفاده بهتر از فضا و انتخاب مبلمان تمرکز کند.
کدام محتوا برای تبلیغات شبکه های اجتماعی بهتر جواب می دهد؟
محتوای تبلیغ باید در چند ثانیه اول توجه مخاطب را جلب کند و در ادامه دلیل مشخصی برای ادامه ارتباط ارائه دهد. تصاویر واقعی پروژه، ویدئوی کوتاه از مراحل اجرا، قبل و بعد پروژه و معرفی یک مشکل رایج می توانند گزینه های مناسبی باشند.
- نمایش نمونه کار واقعی همراه با توضیح کوتاه
- ویدئوی قبل و بعد از اجرای پروژه
- پاسخ به یک سوال پرتکرار مشتریان
- معرفی یک خدمت با مزیت مشخص و قابل اثبات
برای مثال، به جای عبارت کلی بهترین بازسازی را انجام می دهیم، می توان یک پروژه واقعی را معرفی کرد و توضیح داد چه مشکلی در فضای اولیه وجود داشته، چه راهکاری اجرا شده و نتیجه کار چه تغییری ایجاد کرده است. این مدل محتوا هم اطلاعات بیشتری می دهد و هم اعتماد مخاطب را راحت تر جلب می کند.
انتخاب شبکه اجتماعی مناسب برای هر کسب و کار
همه کسب و کارها نباید در تمام شبکه های اجتماعی تبلیغ کنند. پلتفرم مناسب جایی است که مخاطب هدف شما در آن حضور فعال داشته باشد. برای خدمات تصویری مانند معماری و طراحی داخلی، محتوای بصری می تواند نقش مهمی در جلب توجه داشته باشد.
انتخاب کانال مناسب باید بر اساس رفتار واقعی مشتری انجام شود، نه صرفا تعداد کاربران یک پلتفرم. وقتی مشخص شد مشتریان از کجا اطلاعات جمع می کنند و چگونه تصمیم می گیرند، می توان بودجه را هدفمندتر اختصاص داد.
بودجه تبلیغاتی را چگونه تعیین کنیم؟
تعیین بودجه تبلیغاتی نباید فقط بر اساس مبلغی که برای تبلیغات در نظر گرفته اید انجام شود. ابتدا باید مشخص کنید از کمپین چه نتیجه ای می خواهید و هر مشتری جدید برای کسب و کار شما چه ارزشی دارد. میزان رقابت در بازار، تعداد مخاطبان هدف، نوع خدمات و مدت اجرای کمپین نیز روی بودجه مورد نیاز تاثیر می گذارند.
بهتر است کمپین را در ابتدا با یک بودجه کنترل شده اجرا کنید و عملکرد آن را در یک بازه مشخص بسنجید. اگر مشخص شد تبلیغ می تواند سرنخ های باکیفیت ایجاد کند، می توانید بودجه را به تدریج افزایش دهید. این روش از صرف هزینه زیاد برای تبلیغی که هنوز عملکرد آن مشخص نیست جلوگیری می کند.
برای مثال، یک شرکت بازسازی ویلا ممکن است ابتدا یک کمپین محدود برای معرفی خدمات بازسازی و طراحی داخلی اجرا کند. اگر از میان مخاطبان تبلیغ، چند نفر درخواست مشاوره و بررسی پروژه ارسال کنند، می توان هزینه جذب هر سرنخ را محاسبه کرد و درباره ادامه کمپین تصمیم دقیق تری گرفت.
در زمان استعلام قیمت خدمات تبلیغاتی، فقط مبلغ اجرای کمپین را نپرسید. هزینه تولید محتوا، طراحی تبلیغ، مدیریت کمپین، بودجه انتشار و گزارش دهی ممکن است جداگانه محاسبه شوند. مشخص بودن این موارد باعث می شود هنگام مقایسه پیشنهادها، دید دقیق تری داشته باشید.
چگونه کاربر را به مشتری تبدیل کنیم؟
جذب مخاطب فقط مرحله اول تبلیغات است. بعد از اینکه کاربر تبلیغ را دید، باید دلیل کافی برای ادامه ارتباط داشته باشد. اگر تبلیغ او را به صفحه ای منتقل کند که اطلاعات ناقص، نمونه کارهای نامرتبط یا راه ارتباطی نامشخص دارد، احتمال تبدیل شدن او به مشتری کاهش پیدا می کند.
صفحه مقصد باید خیلی سریع به سوال های اصلی مخاطب پاسخ دهد. خدمات مجموعه چیست؟ چه نوع پروژه هایی انجام شده است؟ محدوده فعالیت کجاست؟ فرآیند همکاری چگونه است؟ برای دریافت مشاوره چه کاری باید انجام شود؟ پاسخ روشن به این سوالات مسیر تصمیم گیری را کوتاه تر می کند.
برای مثال، اگر تبلیغ مربوط به طراحی داخلی باشد، بهتر است کاربر پس از ورود بتواند نمونه پروژه های واقعی را ببیند و درباره سبک طراحی، خدمات قابل ارائه و روند همکاری اطلاعات به دست آورد. در مرحله بعد، یک اقدام مشخص مانند دریافت مشاوره یا ارسال مشخصات پروژه می تواند او را وارد مسیر فروش کند.
دعوت به اقدام نیز باید متناسب با مرحله تصمیم گیری مخاطب باشد. کاربری که برای اولین بار با برند آشنا شده است شاید هنوز برای خرید آماده نباشد، اما ممکن است برای دریافت اطلاعات بیشتر یا مشاوره اولیه اقدام کند. بنابراین همیشه نباید مستقیما از کاربر خواست خرید کند.
اعتمادسازی در تبلیغات چه اهمیتی دارد؟
در خدمات تخصصی، اعتماد یکی از مهم ترین عوامل تصمیم گیری مشتری است. مخاطبی که قصد طراحی، معماری یا بازسازی ساختمان دارد، معمولا نمی خواهد صرفا بر اساس یک تصویر تبلیغاتی تصمیم بگیرد. او به دنبال شواهدی است که نشان دهد مجموعه مورد نظر تجربه و توانایی اجرای پروژه را دارد.
نمایش پروژه های واقعی یکی از موثرترین روش های اعتمادسازی است. بهتر است فقط تصویر نهایی پروژه منتشر نشود و درباره چالش های کار، نوع خدمات، متریال استفاده شده و نتیجه اجرا نیز توضیح داده شود. این اطلاعات به مخاطب کمک می کند کیفیت کار را بهتر ارزیابی کند.
معرفی اعضای تیم و تخصص آنها نیز می تواند اعتبار بیشتری ایجاد کند. برای یک دفتر معماری، توضیح سابقه کاری، حوزه تخصص و نوع پروژه های انجام شده ارزش بیشتری از عباراتی مانند تیم حرفه ای و باتجربه دارد؛ چون ادعا را با اطلاعات قابل بررسی همراه می کند.
تجربه مشتریان قبلی، تصاویر مراحل اجرا و پاسخ به سوالات رایج نیز بخشی از اعتمادسازی هستند. حتی توضیح صادقانه درباره محدودیت های یک خدمت می تواند اعتبار برند را افزایش دهد. مخاطب معمولا زمانی راحت تر برای دریافت مشاوره اقدام می کند که احساس کند اطلاعات واقعی و قابل اتکایی در اختیار دارد.
در مورد هزینه نیز بهتر است به جای اعلام یک رقم بدون توضیح، عوامل موثر بر هزینه را مشخص کنید. متراژ، نوع متریال، میزان تغییرات، پیچیدگی طراحی و شرایط اجرای پروژه می توانند قیمت خدمات معماری یا بازسازی را تغییر دهند. این شفافیت باعث می شود استعلام قیمت برای مشتری منطقی تر و قابل مقایسه تر باشد.
جمع بندی
تبلیغات در شبکه های اجتماعی زمانی به جذب مشتری کمک می کند که از شناخت مخاطب شروع شود و تا سنجش نتیجه ادامه پیدا کند. برای یک کسب و کار معماری، طراحی داخلی یا بازسازی ویلا، نمونه کار واقعی، پیام روشن، اعتمادسازی و مسیر ساده دریافت مشاوره اهمیت زیادی دارد. هنگام استعلام قیمت، فقط هزینه انتشار را مقایسه نکنید؛ استراتژی، تولید محتوا، هدف گیری و کیفیت سرنخ ها را نیز در نظر بگیرید.


